جستجو

تبلیغات



اگه راه شهادت این نباشه/تو این دنیا به چی میگن شهادت؟

    با مامان رفته بودم فروشگاه نزدیک خونه،گفتم بریم سمت لوازم خونگی که همزن ها رو ببینم.از جلوی وسایل صوتی تصویری رد می شدیم که مامانم یه دفعه ایستاد جلوی یه تلویزیون بزرگ و گفت فرزانه نگاه کن!ساختمون پلاسکو آتیش گرفته...برگشتم به سمت اون تلویزیون خیلی بزرگ نمی دونم چند اینچی و یه ویرانه دیدم که ازش دود بلند میشه....برای چند ثانیه یادم رفت که اصلا ساختمون پلاسکو کجاست!!!

    وقتی اومدیم خونه فهمیدم که تعدادی از آتش نشان ها زیر آوار موندن...از صبح به سنگینی خروارها خاک فکر می کنم و به بوی دود و خاک و خون و چشم انتظاری خانواده ها...

    همیشه زیر آوار موندن به نظرم ترسناک میومده و از صبح یه غم بزرگ نشسته تو دلم و دعا می کنم که آتش نشان هامون نجات پیدا کنن....که به سلامت برگردن پیش خانواده هاشون...که دیگه از این دست خبرها نشنویم...که شبکه ی خبر،خبرهای خوشایندتری پخش کنه...


    این مطلب تا کنون 7 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ جمعه 1 بهمن 1395
    منبع
    برچسب ها : آوار موندن ,ساختمون پلاسکو ,
    اگه راه شهادت این نباشه/تو این دنیا به چی میگن شهادت؟

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 4 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر